هومن
میراث محتوم
87/06/06
محجوب و هول آور
مثل مغازله با معشوقی که رفتنی ست
مثل لحظه ای که کاغذ
از زور خودکار سوراخ می شود و
شعری نمی آید!
دلتنگی هایم را
آسمان
به پشیزی دلداری
مهمان نکرد
و تو
هم قهقهه
هم هقهق
به فکر سیاهپوشی باش
که من
دم به دم
فروتر می روم
در بیداری مزمنی
که میراث محتوم من است.
هومن ربيعي
| لینک ثابت |

