تبليغاتX
هومن - میراث محتوم
 

رازی هست

محجوب و هول آور

مثل مغازله با معشوقی که رفتنی ست

مثل لحظه ای که کاغذ

از زور خودکار سوراخ می شود و

شعری نمی آید!

دلتنگی هایم را

آسمان

به پشیزی دلداری

مهمان نکرد

و تو

هم قهقهه

هم هقهق

به فکر سیاهپوشی باش

که من

دم به دم

 فروتر می روم

در بیداری مزمنی

که میراث محتوم من است.

هومن ربيعي  | لینک ثابت |