تبليغاتX
هومن - تحولات در شعر

كار دسته­بندی دوره­هاي شعري به یک مؤلفه عمومی نیاز دارد تا بتوان با ردیابی دگرگونی­ها،به تفکیک دوره­ها دست یافت. تحول در بستر زمان اتفاق می­افتد پس کار دسته بندی با تاریخ روبروست و از طرف دیگر با شیوه­های ادبی روبروست؛پس دسته­بندی دوره­های شعری مي­تواند تاریخی­ـ­شکلی باشد.اگر با رویکرد تاریخی­­ـ­ شکلی به بررسي شعر فارسی بپردازيم،می­توان گفت که با سه دوران اصلي مواجه می­شویم: دوران سنت، دوران نوگرائي و دوران پسانوگرايي.     

دوران سنت:

دوران سنت شعر فارسی خود به دو دوره "پيش از عروض"و"پس از عروض"تقسيم ميشود. در دوره پيش از رواج عروض، آهنگ شعر معمولاً هجايي بود كه نمونه­هاي برجسته آن در گاتاها و سروده­های كهن پهلوي ـ كه هنوز هم در میان مردم منطقه اورامان زمزمه مي­شودـ به چشم مي­خورد. در دوره پس از رواج عروض،شاعر مي­بايست پيش از سرايش شعر،قالب آهنگين شعرش را با مراجعه به بحور افاعيل انتخاب مي­كرد كه این قوالب پيشتر در ادبيات عرب به تكامل رسيده بود و شاعر ملزم بود تا در قوالب متعيین بسرايد. اگرچه در تعريف سنتي،شعر كلامي موزون و مخيل دانسته مي­شود اما فراگير شدن قطعیت نظام افاعیل عروض سبب شد که بسیاری از این قوالب برای بیان مطالب غیرمخيل هم استفاده­کنند؛گاه نحویون برای بیان دستور زبان از نظم استفاده کردند و گاه منجمین،مورخین و طبیعی دانان هم برای انتشار مفاهیم علمی از همین قوالب بهره جستند که نتیجه موزون بود اما مخيل نه.افاعیل عروض با گذشت بيش از هزار سال،تدریجاً مبدل به فرمی تکراری و ملال­انگیز شد.البته نمي­توان از نظر دور داشت كه به دلايل مشخص اجتماعي،شعر در ایران همواره آمیختگی خاصی با نظم داشته­است. به عنوان مثال كليت شاهنامه فردوسی نه یک دیوان اشعار که يك حماسه­ اساطیری منظوم است اگرچه خود فردوسي بدون ترديد يك شاعر به تمام معناست.عليرغم اينكه عده­اي از شدت علاقه به نوگرائي گاه به انكار گذشته شعر پرداخته و مي­پردازند اما قله­هاي رفيع شعر فارسي هنوز هم جايگاه ويژه­اي در ادبيات ايران دارند به گونه­اي كه جهانیان اين سرزمين را با نامهاي بزرگي چون فردوسي،خيام،حافظ،سعدي و مولانا مي­شناسد.

دوران نوگرايي:

"نیما یوشیج"در آغاز قرن پانزدهم هجري قمري، به شعر حق آزادی انتخاب آهنگ بخشید و پدر شعر نو لقب گرفت.«آیا چیزهایی را که دیده نمی­شوند،تو می­بینی؟ آیا کسانی را که می خواهی در پیش تو حاضر می­شوند؟ آیا گوشه اتاق تو به منظره دریایی مبدل می­شود؟آیا می بینی هنگامی را که تو سال­هاست مرده ای و جوانی که هنوز نطفه­اش بسته نشده سال­ها بعد در گوشه­ای نشسته و از تو می­نویسد؟»(نیما-حرفهای همسایه).با ظهور نیما،شعر فارسی با این حق انتخاب به مواجهه با جهان رفت و دورنمایی تازه به خود گرفت که سرآغاز دوران نوگرايي محسوب می­شود.نیما اعلام مي­کند که دیگر بر اساس قوانین سنتی عروض از عنصر آهنگ بهره نمی­گیرد بلکه برای هر شعر،قالب آهنگین تازه­ای خلق­می­کند.نیما،شعر فارسی را از نظر تاریخي­ـ­­ ­شکلی،به قبل و بعد از خود تقسیم کرد؛البته پیش از وی در ایرج میرزا و محمدحسین شهریار نیز گرایش به نوگرایی وجود داشت اما نوگرایی ايشان بیشتر مضموني بود و کمتر در فرم شعرشان بروز کرد.نیما با رهاسازی ­شعر فارسی از قید قوالب،آن را در مسیر کشف آهنگ طبیعی انداخت و با نفی قوانین سنتی عروض،راه را بر استفاده از زبان شعر برای بیان ناشعر بست؛با این حال در پنجاه سال گذشته مقدار زیادی ناشعر هم از سوی مدعیان شعر نیمایی ساخته شده است.مقصود نیما از«دکلاماسیون طبیعیِ کلام»نه منثور کردن شعر به سبک شعر آزاد اروپا است و نه یک اشتباه تئوریک آنچنان که رضا براهنی با تکیه بر آراء ژاک دریدا بیان می­کند. نیما نه با اغتشاش ذهنی شاگردان­اش بلکه با شفافیت ذهن خود،هزارتوی حقیقت آفرینش هنری را پيموده بود و بهتر می­دانست که کارکرد زبان در شعر همچون کاربرد آن در ارتباطات روزمره و رسمی نیست. مراد نیما از دکلاماسیون طبیعی کلام، نه تبدیل شعر به گفتار،بلکه برپاییِ آنتی­تزی در برابر تصنعِ شعری است.پس از نیما،گرایشاتی به حذف عنصر آهنگ وجود داشت و نهضت­های شعر ترجمه  یا  شعرآزاد  به وجود آمدند.در این دوران،شاملو به دیالکتیک در شعر"ناظم حکمت"و فوتوریسم در شعر"ولادمیرمایاکوفسکی"علاقمند شد و با تشویق و حمایت کسانی چون فریدون رهنما"شعر سپيد"را نماينگي كرد. در این میان،سهراب سپهری،مهدی اخوان ثالث،فروغ فرخزاد و فريدون مشيري در مجموع به اسلوب نيمايي پايبند ماندند و شعر ایشان امروزه جزئی از فرهنگ شفاهی شده است.دوران نوگرايي مآلاً بستر تجربه بود و از این منظر هم عده­ای از شعرا در زمزه مهم­ترین تجربه­گران قرار می­گیرند که هوشنگ ایرانی،نصرت رحمانی،احمدرضااحمدی،رضا براهنی و یدالله رویایی از این دسته هستند. 

آغاز دوران پسانوگرايي:

با گذشت یک قرن از تولد نیما،شعر فارسی در آستانه تحولی بنیادین قرار دارد و شاعران نوخاسته با فرارَوی از آمال و مختصات شعر دوران نوگرايي،در جستجوی افق­های­نوین،رفته­رفته به شعری می­رسد که لاجرم تحت عنوان"پسانو" بررسی خواهد شد. شعر پسانو با نگاهی به دوران سنت و دوران نوگرايي در پی برافراشتنِ قله­هایي دیگر و بازیابی شکوه ادبیات فارسی است.شعر پسانو نه بر اساس مفاهیم فلسفه پست­مدرن بلکه در نتیجه ضرورت تاریخی در حال شكل گيری است. بايد اذعان كرد که هنوز امكان ارائه­ دورنماي دقيقي از دوران پسانو وجود ندارد، چرا كه از سويي،با فهرست بلندبالایي از شاعران معاصر مواجهيم كه براي اظهار نظر درباره ايشان به گذشت زمان و آشكارگي شاخصه­هاي سبكي نياز است؛و از سوي ديگر،مباحثی نيز حول نوسازي قالب­هاي سنتي شعر فارسي در جريان است كه در نتيجه،كار تحليلگران و نظريه پردازان ادبی را حساس­تر می­کند.

هومن ربيعي  | لینک ثابت |